X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک زن که خود را نمی شناسد

1 ماه و اندی پس از مهاجرت

اینجا همه چی آرومه و من چقدر خوشبختم. خدایا شکرت .  

 

دیروز رفتم کارگاه مصاحبه شغلی و روشهای آن . بعد از ظهرم کلاس با مشاور . عصرشم شرکت vector قبولم کردن برای بازاریابی. اما خوشم نیومد نمی رم .  

 راستی واژ.ینیسموسم هم برطرف شد. عجیب نیست؟؟ بخاطر آرامش داشتنه
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 10:10 ق.ظ | نویسنده: یک زن که خود را نمی شناسد | چاپ مطلب 0 نظر