X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک زن که خود را نمی شناسد

12.12.2012

امروز 12.12.2012 تو مراسم عقد جوستین تو ساختمان دادگستری شرکت کردیم. صبح ساعت 8.43 رسیدم خونه اش .درو که باز کردم جالب بود لباس عروس به تن اش . 30 مین بعد آرایشگر اومد ترک بود با کمترین امکانات خوب شد وسایل آرایش با خودم برده بودم ... خیلی معمولی آرایشش کرد . اما موهاش بد نشد. ساعت 9.45 همسر زنگ زد که رسیده محل مراسم ما هم تاکسی گرفتیم رسیدیم اونجا. 

جالب بود متنی که خانم نماینده دادستان خوند برای عروس داماد. احساس خوبی به ادم دست می داد .

بعد عروس خانم لباسو عوض  کرد و رفتیم چاینا تاون رستوران چینی . از اردک گرفته تا خرچنگ  تا ماهی . زیبا و خوشمزه 



تاریخ ارسال: چهارشنبه 22 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 01:12 ب.ظ | نویسنده: یک زن که خود را نمی شناسد | چاپ مطلب 3 نظر