X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک زن که خود را نمی شناسد

نقطه 0

امروز یک روز قبل از شروع رسمی کار جدیدمه اینجا . استرس دارم شدید. این روزا رو خوب باید یادم بمونه ... واقعا پروانه ها تو دلم پر پر می زنن ....

تاریخ ارسال: یکشنبه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 11:55 ق.ظ | نویسنده: یک زن که خود را نمی شناسد | چاپ مطلب 3 نظر