X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک زن که خود را نمی شناسد

زن باید زن باشه

چقدر سخته بار زندگی رو بدوش کشیدن 


7 ماهه دارم اینجا کار میکنم همزمان درس هم می خونم 

بعضی روزها کم می ارم بعضی روزا دلم میگه واسه چیزی همه چیزو گذاشتم اومدم 


دلم گرفته 

با هر تلفن ایران منتظر خبر بدم  منتظر مرگ بزرگمم نمی دونم چرا 


همسرم خوبه هوامو داره تا حتی که بهم یاد آوری کنه قهوه سر راهم فراموش نشه بخرم تا حتی اینکه چرا میوه امو که گذاشته بود نخوردم اما من طاقت ندارم نمی تونم مثل یه مرد فشار مادی زندگی رو بدوش بکشم 


با شعارهای فمینیستی گولم زدن 

کی گفته زن باید کار کنه؟ کی گفته زن باید عین مرد بجنگه 

زن باید زن باشه 


تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 30 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 01:42 ب.ظ | نویسنده: یک زن که خود را نمی شناسد | چاپ مطلب 5 نظر