X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک زن که خود را نمی شناسد

برای او

اگه می تونستم و جرات داشتم رو دستم با سیگار حکاکی می کردم که 


" همسرم هدیه ظریف الهیه " تا همیشه یادم باشه      .....................

تاریخ ارسال: شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 12:40 ق.ظ | نویسنده: یک زن که خود را نمی شناسد | چاپ مطلب 1 نظر